عطا ملك جوينى
2
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
جهان را بلندىّ و پستى توئى * * ندانم چهاى « 1 » هرچ هستى توئى و درود بر پيمبر بازپسين ، پيشرو پيمبران پيشين ، گرهگشاى هر بندى ، آموزندهء هر پندى ، گمراهان را راه نماينده ، و گناهكاران گروه خويش را خواهنده ، فرستاده بمردم و پرى ، آگاهاننده از بهر داورى ، به همه ز فانى نام او ستوده ، و همه گوشى آواز او شنوده ، و همچنين بر ياران گزيده و خويشان پسنديدهء او باد ، تا باد و آب و آتش و خاك در آفرينش بر كارست و گل بر شاخهاى « 2 » سبز و تر هم بستر خار ، چون در مجلّد پيشينه « 3 » احوال خروج چنگز خان و استيلاى او بر اقاليم و جلوس قاآن و كيوك خان و كيفيّت وقايعى كه در عهد ايشان بود بحسب معرفت مسطور شد و احوال سلاطين خوارزم و غير ايشان از طرف نشينان بر اندازهء وقوف از ابتداى كار تا انتهاى روزگار هريك مذكور گشت اكنون درين مجلّد ديگر ذكر جلوس پادشاه جهان منكو قاآن و امور و « 4 » احوال كه در عهد خانيّت او واقع گشت و مىگردد و حركت « 5 » پادشاهزادهء گيتى هولاكو ببلاد غربى و كيفيّت احوال هريك از ملوك عصر و طرفنشينان وقت در مطاوعت و عصيان از آغاز تا سرانجام ياد كرده مىشود و در جملگى احوال از حضرت ذو الجلال از بادرات « 6 » اعمال و صادرات اقوال استغفار مىكند و از مواقع اقلام « 7 » و هفوات كلام استقالت مىنمايد و از فيض فضل بىدريغ كه دستگير عاصيان آن بيش « 8 » نيست آمرزش مىخواهد ،
--> ( 1 ) كذا فى آ ، ب د ه ز ح : چهء ، ج جهى ، ( 2 ) كذا فى ز ، آ ب د ح : شاخها ، ه : شاخساى ، ج : شاخسار ، ( 3 ) كذا فى ستّ نسخ ، د : پيشين ، ( 4 ) آ اين واو را ندارد ، ز اصل جمله را ندارد ، ( 5 ) كذا فى ح ، آ ب ج ه ز : بر حركت ، د : به حركت ، ( 6 ) تصحيح قياسى ، ا ح : بادرات ، ب د ز : نادرات ، ج ه : واردات ، ( 7 ) كذا فى جميع النّسخ ، مواقع اقلام بمعنى مساقط اقلام يعنى عثرات و زلّات آن است ، ( 8 ) كذا فى د ز ، آ ح : ان بيش ؟ ؟ ؟ ، ج : آن بيش ، ه : جز آن ، ب بتصحيح الحاقى : به غير آن ، - رجوع كنيد بص گذشته ح 3 ،